محمد مهريار
484
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
واژهشناسى : سنجوك از سه جزء « سنج + و + ك » تركيب شده است . جزء اول « سنج » همان تحريف يافتهء كلمهء « سنگ » است و جزء دوم « او » علامت نسبت است يعنى « سنگى » و جزء آخر كه همان « كاه » و « كهريز » است بنابراين سنجوكه يعنى قنات و يا « كى » منسوب به سنگ . به نام سنگ قناتهاى بسيار نامبردار است ، چون كرسنگ اصفهان و بسيارى ديگر . شايد اين نام ناظر بر اين باشد كه در كهريز ، سنگ وجود داشته است كه شكستهاند و كاريز را درآوردهاند . سنگيج Sangij سنگيج نام ديهى در دهستان حومهء شهرستان نايين است . اين ناحيه همه قنات آب و قناتها اكثر بجز يكى دو محل همه كمآب و كل ناحيه نيز كمجمعيت است و با نهايت تأسف مىگويم كه جمعيت اين نواحى دارند متوارى مىشوند و ديهها را رها مىكنند تا رفتهرفته كمجمعيت و سرانجام متروك و ويران شوند و علت آن همان كمآبى است كه در آبادى همهء ديههاى نايين وجود دارد . اينك به شهر نايين از اصفهان با يك لوله آب بردهاند ، ولى تمام ناحيه را البته نمىشود با رودخانهء زايندهرود مشروب كرد . وجود نامهاى كهن از قبيل گنوئيه ، كهتوئيه ، فريدن ، گزلا و مزيك و غيره همه قدمت تمدن را در اين ناحيه مىرساند . « 1 » دربارهء ويژگيهاى نايين و محال آنچه از لحاظ خصايص بومى و چه از نظر استحكام مبانى اخلاقى و شيوههاى زندگانى و صبغهء خاص آن به تفصيل در نايين و به تفاريق در ضمن عناوين ديگر گفتوگو كردهايم و مىپردازيم به نام محل . واژهشناسى : سنگيج از دو جزء « سنگ + ايج » تركيب يافته است . با واژهء « سنگ » آشنا هستيم و علت آمدن آن در نام محلها براى نمودار ساختن وضع قنات است . چونكه هروقت قنات مىكنند بالطبع بيشتر اين قناتها با سنگ برخورد مىكند و كندن سنگ و حفر مجرايى از ميان آن سخت دشوار است و به همين دليل واژهء « سنگ » در نام محل منعكس مىگردد و در اطراف ايران صدها محل را مىبينيم كه با كلمهء « سنگ » نامبردار شده است و از آن جمله است سنگان ( ممسنى ، قزوين ، اشنويه و غيره ) ، سنگاب ( طبس ، شاهرود ، مشهد و غيره ) و سنگده
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژههاى كهتوئيه و فريدن در همين فرهنگ .